آیا واقعا خواستن توانستن است؟

میگویند، خواستن، توانستن است. آیا این حرف صحت دارد؟ آیا خواستن، کافی ست و می تواند ما را به موفقیتی که در نظر داریم و هدفی که انتخاب کرده ایم، برساند؟ فعلِ خواستن، برای رسیدن به موفقیت، لازم است، اما کافی نیست. به شما توصیه می کنم حتما مقاله ی آیا خواستن کافی نیست؟ را مطالعه کنید. هیچ شرط لازم و کافی برای رسیدن به موفقیت وجود ندارد. در واقع هیچ قطعیت و تضمینی برای رسیدن به موفقیت وجود ندارد. تمامی عناصر اعم از تلاش، کوشش، سعی، مقاومت، مداومت، شکیبایی، استقامت، دوام آوردن، نگرش مثبت، باور، ایمان، مثبت اندیشی و… عناصری هستند که می توانند احتمال رسیدن شما به موفقیت را افزایش دهند، اما 100% شما را به موفقیت تضمینی و قطعی، نخواهند رساند.

ما در دنیای عدم قطعیت و احتمالات زندگی میکنیم. پس با این وجود می توان گفت که خواستن توانستن نیست، خواستن لازمه ی توانستن است، اما برای توانستن کفایت نمیکند. وقتی شما به سایر عناصر دسترسی داشته باشید، آنوقت شاید جمله ی ” خواستن توانستن است ” صحت داشته باشد. هیچ کس در این دنیا نیست که نخواهد، همه میخواهند، همه مشتاق هستند، همه دارای هدف هستند، همه فعل خواستن را صرف میکنند، اما همه نمیرسند، همه به آرزوهای شان دست نمی یابند، همه پولدار نمیشوند، همه خوشبخت نمیشوند، همه به آرامش نمیرسند، با وجود اینکه همه اعتقاد دارند ” خواستن توانستن است ” چرا؟ چرا با وجود اینکه همه میخواهند، همه نمیرسند؟ مگر شرط توانستن، خواستن نیست؟ اگر تنها شرط توانستن و رسیدن، خواستن باشد، خب ما میخواهیم، همگی هم میخواهیم. پس چرا نمیتوانیم؟

اگر خواستن توانستن نیست، پس چه عاملی توانستن است؟

همانطور که قبلا گفتیم، خواستن، لازمه ی توانستن است، اما خواستنِ خشک و خالی کفایت نمیکند. مساله ” چرایی ” ماست. اگر ما ” چرایی ” و ” دلیل ” مناسبی داشته باشیم، ” چگونگی ” خودش را نشان خواهد داد. مثال بزنم. اگر منزل من در حال آتش گرفتن باشد، واردش نمیشوم، صبر می کنم آتشنشانی برسد و خودش آتش را خاموش کند. خودم خطر نمیکنم. دلیلی ندارد برای جلوگیری از آتشسوزی، خودم را به خطر بیاندازم. اما اگر فرزند دلبندم داخل منزل باشد، من یک دلیل محکم دارم تا وارد منزل شوم و فرزندم را نجات دهم. وقتی چرایی و دلیل محکمی داشته باشید، توانایی انجام پیدا می کنید یا چگونگی از راه میرسد و خودش را نشان میدهد. در واقع وقتی چرایی محکم داشته باشید، دلیل تان بیش از حد برای تان مهم و قانع کننده باشد و همزمان فعل خواستن را صرف کنید، راه انجام و توانستن را خواهید یافت. کسی که بخواهد و بداند که چرا میخواهد و تحت هیچ شرایطی دست از خواستن برندارد، خواهد توانست و به هدف خویش دست خواهد یافت.

در واقع: داشتن دلیل محکم + خواستن = توانستن

در بسیاری از موارد ما واقعا میخواهیم، مثل همه که میخواهند ثروتمند شوند، اما دلیل محکمی برای خواستن های مان نداریم، و چون این دلیل و چرایی مان قاطع نیست و ریشه ندارد، با برخورد با اولین مانع و بادی که بوزد، ریشه مان از جا درمیآید، و دست از خواسته های بر میداریم و متاسفانه پروژه ی توانستن، شکست میخورد.

خواستن بدون دلیل یا با دلایل ضعف مساوی است با نتوانستن

دلایل متعدد دیگری وجود دارد که باعث توانستن و رسیدن به خواسته های تان میشود. مثلا اشتیاق سوزان عامل بسیار مهمی ست که باعث میشود مادامی که به هدف تان نرسیدید، شوق و ذوق دستیابی به آن را داشته باشید. توصیه می کنم مقاله تنها راز موفقیت دوام آوردن است را بخوانید. نکته بسیار مهم این است که بعضی از عناصر باعث میشوند ما دوام بیاوریم، و در مسیر باقی بمانیم، منحرف نشویم، دست از هدف مان نشوییم (برنداریم) تا اینکه بالاخره برسیم. مثل ایمان، باور، اعتقاد قلبی به اینکه بالاخره به هدف مان میرسیم، نگرش مثبت، خوشبینی، اعتقاد راسخ، اشتیاق سوزان نسبت به هدف مان، خواستن و… بعضی از عناصر هم باعث میشوند که ما دائما به هدف مان نزدیک شویم. مانند داشتن اهدف کوتاه مدت که خرد خرد و آرام آرام ما را به هدف مان نزدیک می کند. مانند داشتن برنامه ریزی، ایجاد ارتباطات گسترده با افراد مهم و دارای نفوذ و مثبت، مانند تلاش، مانند حرکت و انجام هر عملی که مرا به هدفم نزدیک کند و… همه ی اینها باعث میشود جمله ی خواستن توانستن است به وقوع بپیوندد.

آیا بدون خواستن ، توانستن ممکن و میسّر است؟

فرض کنیم شما دارای تمامی عناصر و فاکتورها و ویژگی های لازم برای ” توانستن ” و ” رسیدن به اهداف تان ” هستید. به جز یک مورد، آنهم اینکه نخواهید به موفقیت و به هدف های تان برسید. در این صورت به شما قول میدهم حتی خدای بزرگ نیز نمیتواند شما را به مقصود برساند. اصلا، وقتی شما نمیخواهید، در واقع هدفی ندارید. پس نمیتوان شما را به هدفی که ندارید، یا دارید ولی نمیخواهید، رساند. در واقع خواستن، مهمترین فاکتور توانستن محسوب میشود. بدون خواستن، توانستن غیر ممکن است. کسی که میخواهد، حتما دلایل و چرایی خود را خواهد یافت، و پس از آن، راه رسیدن به اهداف خویش را پیدا خواهد کرد. به زعم و باور من، کسی که با تمام وجود میخواهد، خداوند به وسیله ی اسبابش، که همان کائنات است، او را به هدف و مقصود مورد نظرش رهنون خواهد ساخت. در واقع خداوند مسیر را جوری میچیند و آدمها را جوری سر راهمان قرار میدهد و موقعیتها را جوری فراهم میکند، که ما به مطلوب مان برسیم. من، هم باور دارم خواستن توانستن است، هم باور دارم خواستن برای توانستن کافی نیست.

نکته ی بسیار مهم دیگر برای توانستن این است که ما آغاز کنیم حرکت کردن مان را، توانایی انجامش سراغ مان خواهم آمد. در بسیاری از موارد فکر می کنیم که نمیتوانیم، شاید به این دلیل که آموزش ندیده ایم، یا اعتمادبنفس کافی نداریم، یا باورهای ناخودآگاه ما در مورد خودمان ضعیف است و… در نتیجه کاری را مادامی که مطمئن شویم توانایی اش را نداریم شروع نمیکنیم. در این صورت هرگز پیشرفتی عایدمان نخواهد شد. مادامی که آغاز نکنیم، و راه نیفیتیم، و تاتی تاتی نکنیم، و حرکت نکنیم، هرگز توانایی انجام سراغ مان نخواهد آمد. خواستن توانستن است، به شرطی که مسامحه و تعلل نکنیم، برخیزیم و آغاز کنیم هر رویایی را که در سرمان است.

5/5 - (1 امتیاز)