آیا افزایش فروش در کسادی بازار ممکن است؟

آیا امکان افزایش فروش در کسادی بازار وجود دارد؟

آیا افزایش فروش در کسادی بازار ممکن است؟ چگونه می توان در رکود و کسادی بازار، فروش مان را افزایش دهیم؟ بله، امکان افزایش فروش در رکود و کسادی بازار ممکن و میسّر است. امکان افزایش فروش در کسادی بازار و در هر شرایط دیگری ممکن است. عوامل بیرونی می توانند روی وضعیت بازار تاثیر بگذارند، و باعث رکود آن شوند، اما عوامل درونی به مراتب تاثیر بیشتری دارند.

به زعم من، رکود در ذهن اتفاق می افتد، سپس خودش را در بازار و واقعیت نشان میدهد. اگر معتقد باشید بازار خراب است و روز به روز وضعیتش بدتر میشود، این اتفاق قطعا خواهد افتاد (البته برای شما) زیرا انسان چیزی را خواهد دید و چیزی برایش اتفاق خواهد افتاد که به آن اعتقاد دارد و منتظر وقوع آن است. به زعم من شرایط ناگوار و بحرانی و راکد، کاملا موقتی ست. این یک نگرش است. آنچه باعث افزایش فروش در رکود بازار و شرایط ناگوار بازار (رکود و کسادی بازار) میشود، نگرش شماست. به دلایل متعدد می توان ثابت کرد که همه چیز به نگرش شما بستگی دارد. نگرش شما میتواند موجبات افزایش فروش در رکود بازار را برای تان فراهم کند.

رکود و کسادی بازار، امری ست کاملا موقتی؛ پس از هر رکودی، حجومی صورت میگیرد که رکود را کاملا جبران می کند.

رکود و کسادی بازار، به عوامل متعددی بستگی دارد. اما در بسیاری از موارد کاملا موقت است. مثلا بیماری کرونا باعث شد که بعضی از مشاغل موقتا دچار رکود موقت وحشتناکی شوند. اما مشاغل دیگر مانند داروخانه ها و فروشندگان میوه تره بار و مواد غذایی شدیدا کسب و کارشان رونق گرفت. شرکتهای دارویی جان گرفتند، فروشگاه های اینترنتی بسیار ثروتمند شدند، در مقابل فروشگاه هایی که فقط فروش حضوری داشتند از رونق افتادند و کسب و کارهای مجازی به اوج رسیدند. سینماها، استخرها، رستوران ها و… قربانیان موقت کرونا بودند. دو سال بسیار سخت را از سر گذراندیم. پزشکان، کسب و کارشان سکه شد، به گونه ای که بعضی از آنها بسیار خوشحال بودند و امیدوار بودند که کرونا، هرگز شرش دفع نشود.

در دوران کرونا، دو سال طول کشید که همه چیز به حالت و روال عادی بازگردد. اما چه میشود که بعضی ها در رکود اوج میگیرند و به افزایش فروش در کسادی بازار دست پیدا میکنند و بعضی ها سقوط می کنند؟ پاسخ قطعی  – آمادگی – است. ما بایستی کسب و کارمان را بشناسیم. نقاط قوت و ضعف آن را بدانیم. بدانیم که چه جایگزینی در آینده می تواند کسب و کار ما را نابود کند. مثلا قطعا فروش بیل کشاورزی، قبل از اختراع تراکتور، بدون رقیب و جایگزین بوده. در نتیجه تمام کشاورزان مجبور بودند چندین بیل بخرند. اما به مرور تراکتور آمد و بیل تا حدودی کنار گذاشته شد. البته کماکان بیل فروخته میشود، اما برای مصارف شخصی و کوچک؛ پیش بینی آینده موجب افزایش فروش در کسادی بازار و باعث جلوگیری از ورشکستگی میشود.

زمانی رادیو فروخته میشد، چراغ قوه فروخته میشد، دستگاه ضبط صوت فروخته میشد، ماشین حساب فروخته میشد و… تا اینکه گوشی موبایل جایگزین تمام اینها شد. تمام محصولات یاد شده، با آمدن گوشی موبایل، دچار رکود شدند. البته فروش آنها صفر نشده است اما بسیار تقلیق یافته و این با ظهور تکنولوژی تحقق یافته است. دیگر در کنار هیچ ایستگاه اتوبوسی، بلیط فروخته نمیشود. تکنولوژی مشاغل بسیاری را تعطیل و فرصت های فراوانی را بوجود آورده است. نمیتوان گفت فروش ماشین حساب یا ضبط صوت دچار رکود شده است، بلکه ابزارهای جایزگین آمده اند. رکود در واقع کاهش تقاضا است. اما نکته اینجاست که اینک همه از ماشین حساب استفاده می کنند، اما در گوشی موبایل شان؛ تقاضا کاهش نیافته است، عرضه تغییر کرده است.

ما به اشتباه فکر می کنیم که تقاضا کاهش یافته و این یعنی رکود، در صورتی که تقاضا به قوت خودش برقرار است، بازار برای این تقاضا، عرضه ای دیگر در چنته دارد. در بسیاری از موارد محصول دیگری برای تقاضای مشتریان ارائه و فروخته میشود و ناهماهنگی با تغییرات باعث میشود که ما فکر کنیم رکود رخ داده است. خیر، تغییر رخ داده و ما از آن غافل بوده ایم. هیچ رکودی اتفاق نیفتاده است. در واقع افزایش فروش در رکود بازار و موفقیت ما در بازار ربط مستقیم با هماهنگی فوری ما با تغییرات دارد. آنچه اهمیت دارد این است که ما دست از تعصب برداریم و تا ابد به محصول مان نچسبیم. من ترجیح میدهم روی درآمدم و مشتریانم تعصب داشته باشم و آنها را حفظ کنم، تا اینکه بخواهم هر طور شده محصولات منسوخ شده خودم را بفروشم و منتظر باشم که رکودِ توهّمی ذهنی من از بین برود.

بازار راکد نیست. رکودی اتفاق نیفتاده است. فقط تغییرات رخ داده است.

آنچه اهمیت دارد نیاز بازار است. ما باید نیاز بازار را بشناسیم. تخصص ما، محصول ما یا خدمات ما میتواند نیازهای بازار را رفع کند. ما باید در تشخیص نیازهای بازار استاد باشیم، نه فقط در چیزی که ارائه میدهیم یا میفروشیم. اگر بتوانیم سرعت خودمان را با سرعت تغییرات بازار تطبیق بدهیم، خداحافظ رکود، هرگز هیچ رکودی دامن گیر کسب و کار ما نخواهد شد. رکود و کاهش دائمی فروش نصیب کسانی میشود که غافل هستند، نیازهای بازار را نمیشناسند، فقط آنچه میفروشند را میشناسند و بس! ما باید چیزی را بفروشیم که خواهان دارد. چیزی که امروز خواهان دارد. نه اینکه چیزی را بفروشیم که دوست داریم بفروشیم، در صورتی که هیچ خواهانی ندارد. عرضه زمانی معنی میدهد که تقاضایی وجود داشته باشد. زمانی که رکود برای رقبای شما اتفاق افتاده، شما می توانید سهم قابل توجهی از بازار را ازآنِ خود کنید. ممکن است رقیب خودش را با تغییرات تطبیق نداده باشد. مشتریان رقبای شما منتظر ارائه ای هستند متناسب با نیازهای خودشان. بازار (مشتریان) لزومی نمیبینند که حتما محصولات از مد افتاده و منسوخ شده ی فروشندگان را خریداری کنند. آنها به دنبال نوآوری هستند. خرید محصولاتی جدید متناسب با نیازهای شان. و اگر ما محصولی برای ارائه نداشته باشیم و خودمان را مطابق نیازهای مشتریان امروزی بروز نکرده باشیم، احتمال زیاد دچار رکود خواهیم شد. در واقع رکود برای ما به این معناست که: محصول من خواهان ندارد. اگر ما بتوانیم محصول یا خدماتی را ارائه کنیم که رقبا از ارائه آن عاجز هستند، میتوانیم دچار افزایش فروش در رکود بازار شویم. ما باید به دنبال رونق باشیم. رکود نتیجه غفلت ماست از بازار و نیازهای بازار و مشتریان. و رونق نتیجه توجه ماست به نیازهای مشتریان! هیچ افزایش فروشی در رکود بازار، اتفاقی نیست.

5/5 - (1 امتیاز)