بهترین و بدترین تبلیغ چیست؟

بهترین و اثرگذارترین تبلیغ و بدترین و منفی ترین تبلیغ چیست؟

بهترین و موثرترین تبلیغ، مشتری راضی ست. مشتری راضی به بهترین نحو ممکن و کاملا مجانی شما را تبلیغ می کند. او از شما چیزی دریافت نمیکند، اما شما را کاملا رایگان به این و آن معرفی میکند. دلیلش هم رضایت ایشان از معامله ای ست که با شما به دست آورده است. بهترین تبلیغ یا تبلیغات، مشتری یا مشتریان راضی هستند. هر چقدر بیشتر بتوانید مشتریان راضی تولید کنید، بیشتر توسط ایشان تبلیغ خواهید شد. و این ایده آل ترین حالت ممکن است که کسب و کار شما توسط تبلیغات مشتریان راضی، توسعه یابد.

البته این طور نیست که مشتریان راضی راه بیفتند در خیابان و شما را به این و آن معرفی کنند. بلکه اگر کسی از ایشان بپرسد که مثلا فلان محصول را از چه کسی خریده اید و یا آیا می توانید کسی را در فلان موضوع معرفی کنید، آن وقت در صورتی که ایشان راضی بوده باشد، بدون شک شما را معرفی خواهد کرد. مثلا من دوستی دارم که گوشی فروش است. من همیشه از ایشان گوشی خریده ام. اگر عیبی ایرادی چیزی نیز وجود داشته باشد میپذیرد و گوشی را تعویض می کند. از طرفی بهترین مشاوره را نیز به من ارائه میدهد. من تا توانسته ام ایشان را به دوستانم معرفی کرده ام. کاملا رایگان و در ازای این کار هرگز از ایشان چیزی دریافت نکرده ام. ایشان نیز به بهترین نحو ممکن کار من و دوستانم را انجام میدهد. ما با خیال راحت از ایشان خرید می کنیم.

از طرفی خریداران راحت تر هستند از طریق یک آشنا برای خرید به جایی معرفی شوند تا اینکه سر زده از جایی خرید کنند. البته همه مثل هم نیستند. اما این در مورد شخص بنده صدق می کند. برای من راحت تر است که از طریق یک معرف از جایی خرید کنم. بنابراین از دوستان و اطرافیانم میپرسم که مثلا قالیشویی خوب میشناسند یا خیر؟ در این صورت قطعا اگر راضی باشند، معرفی می کنند. اگر راضی نباشند نیز به تبلیغ منفی و تخریب خواهند پرداخت. خیلی ها مثل من هستند. بنابراین مشتریان راضی در مواقع مقتضی شما را به سایرین معرفی خواهند کرد. یا ممکن است من به یک میهمانی دعوت شوم و ببینم که چقدر مبلمان و فرش میزبان تمیز است. از میزبان بپرسم که از کدام قالیشوویی سرویس گرفتید؟ آنها نیز قطعا در صورت رضایت قالیشوویی مذکور را معرفی خواهند کرد. به این صورت کم کم کسب و کار شما توسط تبلیغات مشتریان راضی، توسعه خواهد یافت.

برعکس این حالت نیز صدق می کند. بدترین تبلیغات و منفی ترین تبلیغات، مشتریان ناراضی شما هستند. آنها با تبلیغات منفی مشتریان شما را کاهش خواهند داد. مخصوصا اگر کسب و کار شما بومی باشد. ظرف مدت کوتاهی کل محله متوجه می‌شوند کار شما خوب نیست یا بدون کیفیت است. ما شدیدا به تبلیغات مثبت دیگران برای رشد و رونق و توسعه کسب و کارمان نیاز داریم. باید عمدا کاری کنیم که همه در مورد ما خوب صحبت کنند. در زندگی شخصی، هیچ نیازی نیست و هیچ اهمیتی ندارد که دیگران ما را نپسندند و ما را تایید نکنند. اما در حرفه و کسب و کارتان شما محتاج تعریف و تمجید سایرین (مشتریان) هستید.

چه کنیم که دیگران به بهترین نحو ممکن ما را تبلیغ کنند؟

مهمترین عامل ” توجه کردن ” است. ما باید به مشتریان مان توجه کنیم. مشتری توجه می‌خواهد. بدون توجه نمی‌توان متوجه نیازهای واقعی مشتریان شد. مشتری اگر توجه نبیند، جذب رقبا خواهد شد. و این بدترین اتفاقی ست که می‌تواند برای شما بیفتد. از طرفی اگر از شما راضی باشد هرگز شما را ترک نخواهد کرد و دیگران را نیز به سمت شما خواهد کشاند. و این ایده آل است. بهترین تبلیغات این است که مشتری، مشتری بیاورد. در واقع مشتری، مشتری نخواهد آورد، بلکه مشتری راضی مشتری خواهد آورد. توجه، نهایتا منجر به مشتری راضی خواهد شد و بی توجهی منجر به مشتریان ناراضی که البته بدترین تبلیغات محسوب می‌شود. مشتری اگر راضی نشود نه خودش با شما ادامه خواهد داد، و نه اجازه می‌دهد کسی با شما کار کند. در هر صورت او تاثیر منفی خود را خواهد گذاشت.

نکته بسیار مهم‌ بعدی که منجر به نارضایتی مشتری میشود مساله ندانستن سطح توقعات یا انتظارات مشتریان است. ما نمی‌دانیم مشتری از ما چه انتظاری دارد. او نیز ممکن است انتظارش را اصلا مطرح نکند. مشتری پیش فرض هایی دارد، که احساس می‌کند نیازی به مطرح کردنش نیست. به عنوان مثال من معلم خصوصی ریاضیات هستم. و می‌توانم هر فرد مستعدی را یاری کنم که در امتحانات دبیرستان نمره قبولی بگیرد. از نظر خودم قابل قبول است اگر دانش آموز نمره 10 بگیرد. اما ممکن است پدر دانش آموز انتظار داشته باشد فرزندش بدرخشد و نمره عالی دریافت کند. توقع او با توقع من زمین تا آسمان تفاوت دارد. هر دو حسن نیت داریم‌. او فکر می‌کند فرزند دلبندش بدون من نمره قبولی خواهد گرفت. اما من اینطور نمیاندیشم. شاید توقع من منطقی تر و با واقعیت بیشتر تطبیق داشته باشد تا پدرش (مشتری) اما از ابتدا باید شفاف سازی میشد.

شما میبایستی با مشتری در مورد ” رضایت و توقع ایشان از شما ” به توافق می رسیدید. یعنی آنچه از نظر شما مورد قبول است می بایستی از نظر ایشان هم مورد قبول باشد. در این صورت وقتی شاگرد مورد نظر را به حداقل نتیجه ای که قولش را دادید رساندید، می توانید مدعی شوید که توانستید رضایت مشتری را جلب کرده، ایشان را تبدیل به یک تبلیغ کننده ی مثبت کنید. در هر صورت در دراز مدت خواهید دید که چقدر مشتریان راضی با تبلیغات مثبت مشتریان دیگر را به سمت شما هدایت می کنند. بارها دیده ام کسب و کارها میلیون ها تومان هزینه کرده اند برای تبلیغات و جذب مشتریان جدید، اما مشتریان ناراضی فراوانی دارند. چه فایده دارد؟ مشتریان ناراضی دوباره به ما مراجعه نمیکنند، رای مشتریان ما را میزنند، در مورد ما تبلیغات منفی خواهند کرد. احساس منفی خویش را جار خواهند زد. هیچ تبلیغ منفی بدتر از مشتری ناراضی نیست. و هیچ تبلیغی موثرتر و مفید تر از مشتری راضی نیست.

یکی از مهمترین وظیفه های یک کسب و کار تبدیل مشتریان به مشتریان راضی است. اگر با تمام وجود خودتان را وقف مشتریان کنید این مهم اتفاق می افتد. و بهترین تبلیغ نصیب تان خواهد شد. مشتری راضی کارش را می کند و شما را رایگان تبلیغ خواهد کرد. مشتری ناراضی نیز با تبلیغ منفی زهرش را می ریزد. هر چقدر مشتریان راضی بیشتری داشته باشید، زورتان برای فروختن بیشتر و زحمت تان برای فروش کمتر خواهد شد.

Rate this post