تبلیغات منفی چیست و چه عوارضی دارد؟

تبلیغات منفی یعنی اینکه خودمان یا دیگران کاری کنیم که مردم، پشت سر برند یا تشکیلات یا کسب و کار ما بدگویی کنند و این دهان به دهان بچرخد و روز به روز به مخالفان ما اضافه تر شود. تبلیغات منفی، نکته ای ست منفی در مورد ما یا کسب و کار ما که همه آن را می دانند یا شنیده اند یا دارد به گوش شان می رسد. کسب و کارهای بومی از تبلیغات منفی لطمه های فراوانی می خورند. زیرا محیط کوچک است و همه همدیگر را می شناسند و براحتی اطلاعات چه خوب و چه بد فی ما بین افراد رد و بدل میشود.

تبلیغات منفی، بدترین اتفاقی ست که می تواند برای یک کسب و کار حادث شود. هیچ چیزی بدتر از این نیست که همه ما را خرابکار بدانند. این دیگر با قضاوت کردن فرق می کند. ممکن است شما هزینه های سنگینی داشته باشید، و مجبور شوید اجناس تان را با قیمت بالاتری نسبت به رقبا ارائه دهید. این که اجناس شما نسبت به رقبا گران تر فروخته میشود، موردی منفی نیست. اما اینکه شما محصولات فیک را به جای محصولات اورجینال ارائه کنید و به نام اصلی بفروشید، این فریب دادن مردم است و موجب ایجاد تبلیغات منفی می شود و به افزایش موج تبلیغات منفی شدیدا دامن می زند. مشتریان ناراضی نمیتوانند کسب و کار شما را رسما تعطیل کنند، اما براحتی می توانند شما را به بدنامی متهم کرده، به سایرین معرفی کنند. کافی ست تجربیات منفی خویش را اشتراک گذاری کنند و سایرین را مطلع کنند، چه اتفاقی می افتد. یهویی فروش شما با افت شدید مواجه می شود. چرا؟ زیرا مشتریان ناراضی با تبلیغات منفی که علیه شما صورت داده اند کار خودشان را انجام داده اند. تبلیغات منفی، دمار از روزگارتان در می آورد.

معروف شدن و شناخته شدن، فروش شما را بالا نمی برد. خیلی مهم است که بدانید شما در چه زمینه ای شناخته شده اید؟ مردم چه باوری در مورد کسب و کار شما دارند؟ مردم پشت سر شما چه می گویند. در زندگی شخصی هیچ اهمیتی ندارد که دیگران در موردتان چگونه فکر کنند. اما در زندگی کاری بسیار مهم است که بدانیم مردم در مورد ما و کسب و کار ما چگونه فکر می کنند؟ به نیکی یا به شر؟ اگر برند شما به این معروف باشد که محصولات تان اصلا کیفیت ندارد، (حالا با فرض اینکه همه شما را می شناسند)، این طرز فکر مردم در مورد محصولات شما بدون اهمیت است؟ این تبلیغات منفی که پشت سر شما میگویند (و حتی پیش روی تان) واقعا ارزش تامل و تفکر و بازسازی ندارد؟ مهمترین عامل رشد یک کسب و کار خوشنامی ست. تمام تلاش شما در کسب و کار می بایستی منجر به خوشنامی کسب و کار شما شود. اگر بدنام شوید، نابود خواهید شد. یکی از نشانه های بدنام شدن، تبلیغات منفی ست که پشت سر شما وجود دارد. اگر شما و کسب و کارتان توسط تبلیغات منفی بدنام شده باشید، مجبورید برای فروش فقط سراغ نفرات جدید بروید. و این بسیار طاقت فرساست که کسب و کار نتواند روی مراجعه بعدی و دوباره مشتریان قدیمی خویش حساب باز کند، و مجبور باشد سراغ کسب مشتریان جدید برود، زیرا هنوز نزد آنها بد نام نشده است و آوازه بدنامی اش به گوش جماعت جدید نرسیده است.

چگونه از تبلیغات منفی در امان باشیم؟

لازم نیست برای در امان ماندن از تبلیغات منفی، کارهای عجیب و غریب بکنید و کامل باشید. کافی ست درستکار باشید. هیچ فردی و هیچ برند و کسب و کاری کامل نیست. اما تمامی برندهای درست و حسابی و کسب و کارهای سالم، درستکار هستند و در صدد ارتقا و اعتلای خویش می باشند. درستکاری یکی از مهمترین اصولی ست که کسب و کارهای سالم و پایدار همواره آن را رعایت می کنند. نکته ی بسیار مهم دیگر این است که شما باید منافع مشتری را در اولویت قرار دهید. اول باید مشتری نفع ببرد، سپس شما. مادامی که مشتری منتفع نشود، منافع پایدار شما تامین نخواهد شد. آنچه اهمیت دارد منافع شما نیست، بلکه منافع پایدار شماست. ما میخواهیم یک عمر از قِبَلِ مشتری سود دریافت کنیم. نه فقط یک بار. اگر مشتری را راضی کنیم و همواره ایشان را راضی نگه داریم اتفاقی که می افتد این است که: اولا ایشان دوباره به ما مراجعه خواهد کرد. ثانیا: در مورد ما تبلیغات منفی نخواهد کرد. ثالثا: در مورد ما تبلیغات مثبت خواهد کرد و احساس مثبت خویش را به سایرین انتقال خواهد داد. در واقع هدف ما این است که مشتری در مورد ما تبلیغات مثبت به اطرافیانش ارائه دهد.

در زندگی شخصی واقعا اهمیت ندارد دیگران پشت سرمان چه بگویند و در مورد ما چطور بیاندیشند. اصلا مهم نیست که ما تلاش کنیم نظر دیگران را در مورد خودمان جلب کنیم. انسان باید بدون توجه به دیگران کار خودش را انجام دهد. اما در زندگی کاری کاملا فرق می کند. ما باید به خوشنامی معروف شویم. ما باید کارهای درست را به انجام برسانیم. ما باید کارهای درست مان را به سمع نظر مردم و مشتریان مان برسانیم. بسیار مهم است آنها در مورد ما خوب فکر کنند و احساس خوبی داشته باشند. نه اینکه پشت سر مان و پیش روی مان بد گویی کنند و ما عین خیال مان نباشد.

بهتر است حداقل دیگران، نظرشان در مورد ما خنثی باشد تا اینکه منفی باشد. مشتریان را باید به سطح رضایتمندی برسانیم که کارشان به بدگویی کردن پشت سر ما نکشد. مشتریان ناراضی عامل اصلی تبلیغات منفی هستند. ما باید رضایت مشتریان را تا حد ممکن بدست بیاوریم تا کارشان به تبلیغ منفی علیه ما نکشد. تبلیغات منفی مانند موریانه است، می تواند کل کسب و کار ما را نابود کند. برای همین است که رضایت مشتری تا این حد اهمیت دارد.

از طرفی نپذیرفتن و کتمان اشتباهاتی که منجر به تبلیغات منفی علیه کسب و کارمان شده می تواند باعث افزایش عمق فاجعه باشد. به زعم من دانستن اشتباه، و پذرفتن آن، و تصمیم برای رفع اشکال و داشتن روحیه انعطاف پذیر و نداشتن تعصب می تواند کمک کند که تبلیغات منفی علیه مان به مرور زمان کمتر و کمتر شود.

 

5/5 - (1 امتیاز)