مقالات

نبایدهای فروش چه تاثیری روی کاهش فروش میگذارند؟

نبایدهای فروش چه تاثیری روی کاهش فروش میگذارند؟

نبایدهای فروش مواردی هستند که انجام آنها باعث قطع شدن فروش یا کاهش فروش می شوند. نبایدهای فروش مواردی هستند که یک فروشنده نباید آنها را انجام دهد. زیرا انجام این نبایدها می تواند موجب کم شدن فروش و نداشتن فروش و یا کاهش فروش شود. همه فکر می کنند که خیلی مهم است که بایدهای فروش را بدانند، زیرا انجام آنها باعث میشود که فروش شان افزایش یابد. اما نکته بسیار مهمی که وجود دارد این است که گاهی اوقات، زمانِ ما به قدری صرف انجام اشتباهات می شود که اصلا فرصت نمی کنیم کارهای درست و بایدهای فروش را انجام دهیم. اگر ندانیم کدام کارها جزو بایدهای فروش و کدام کارها جزو نبایدهای فروش می باشند، ممکن است دائما مرتکب انجام آنها بشویم. بسیاری از این کارها گاهی درست به نظر می رسند. زیرا نتیجه منفی فوری نصیب ما نمیکنند. اما در دراز مدت به ما  آسیب می رسانند. انجام این اشتباهات گاهی اصلا به نظر نمیرسد که اشتباه باشد، اما در واقع اشتباه است و به مرور موجب کاهش فروش و در نهایت نداشتن فروش و سفارش خواهد شد.

کافی ست بدانیم نبایدهای فروش کدام موارد هستند و از انجام آنها خودداری و پرهیز کنیم تا از عواقب آنها در امان بمانیم. قبل از تجویز می بایستی تشخیص صورت بگیرد. اول باید بدانیم کدام فعالیت ها و رفتارهای ما در فروش غلط است. سپس آن رفتار غلط را با رفتاری درست جایگزین کنیم. جایگزین کردن، بهترین راه ترک عادتهای غلط است. تا اینکه عادت را ترک کنیم و جایش کاری انجام ندهیم.

نبایدهای فروش کدامند و چه تاثیری روی کاهش فروش می گذارند؟

در این مطلب به شما خواهیم گفت که نبایدهای فروش کدامند و چگونه می توانند روی کاهش فروش ما تاثیر بگذارند. در زیر به طور مختصر به نبایدهای فروش و عوارض ناشی از آن خواهیم پرداخت:

  • یکی از نبایدهای فروش دوست نداشتن شغل شریف فروشندگی ست. اگر شما فروشندگی را دوست نداشته باشید نمیتوانید از آن پول در بیاورید و کسب درآمد کنید. علاقه ی شما به شغل فروشندگی عامل موفقیت شما خواهد بود. بی علاقگی به شغل فروشندگی قطعا روی نتیجه نگرفتن شما تاثیر خواهد گذاشت. هیچ تضمینی نیست فردی که فروشندگی را دوست دارد به موفقیت برسد. اما من تضمین میدهم کسی که فروشندگی را دوست نداشته باشد قطعا شکست خواهد خورد.
  • یکی دیگر از نبایدهای فروش نداشتن شور و اشتیاق و علاقه است. بعضی ها کلا هیچ کاری را دوست ندارند. صرفا کار می کنند تا پول در بیاورند. آنها نسبت به انجام هر کاری بی تفاوت هستند. آنها می گویند ما کار می کنیم تا پول در بیاوریم. کار نمیکنیم از روی عشق و علاقه. اگر پول داشته باشیم میخوریم و میخوابیم. فقط بحث پول در آوردن مطرح است. بحث علاقه مطرح نیست. اگر شما نسبت به کاری که انجام میدهید هیچ علاقه و شور و نشاطی نداشته باشید قطعا شکست خواهید خورد. خریداران جذب فروشندگان مشتاق خواهند شد، نه جذب کسانی که نسبت به همه چیز بی تفاوت هستند.
  • یکی دیگر از نبایدهای فروش داشتن نگرش منفی و مخرب است. هیچ خریداری علاقمند معامله کردن با یک منفی باف نیست. خریدار دوست ندارد از فروشنده سیگنال و پالس منفی بگیرد. او علاقمند است با افراد خوش مشرب و مثبت اندیش و مثبت نگر وارد معامله شود. کسانی که منفی باف و منفی نگر هستند همواره غرغر می کنند و هیچ وقت راضی نمیشوند. من (به عنوان خریدار) هرگز مایل به این نیستم که با فروشندگان غرغرو و منفی باف دادوستد کنم. احساس من به عنوان خریدار این است که محصولی کاملا بی کیفیت و بدترکیب توسط فروشندگان منفی به من فروخته خواهد شد. نگرش منفی فروشنده روی کیفیت محصولاتی که میفروشد تاثیری سوء، خواهد گذاشت.
  • یکی از نبایدهای فروش بی اطلاعی نسبت به محصولی ست که میفروشیم. اوج غیر حرفه ای بودن است که فروشنده محصول و خدماتی که میفروشد را نشناسد. فروشنده باید به طور کامل محصولی که میفروشد را بشناسد. به زعم و باور من فروشنده باید به اندازه خالق محصول، اطلاعات داشته باشد. بارها شده اطلاعات منِ خریدار از فروشنده بیشتر بوده. فروشنده نتوانسته من را در زمینه های خاص راهنمایی کند و مشاوره دهد. هرگز به عنوان یک خریدار تمایل ندارم از یک فروشنده ی بی اطلاع خریداری کنم. وقتی از فروشنده می پرسم چرا نسبت به محصولی که میفروشید اطلاعات دقیق و خاصی ندارید؟ میگوید سرم به قدری شلوغ است که فرصت پرداختن به محصول و مشخصات آن را ندارم. خنده دار است. سرت سرگرم چه کاری ست؟ مگر کار شما فروش این محصول نیست؟ چرا آن را نمیشناسید؟ یک فروشنده هرگز نمیتواند در فروش محصولی که آن را به خوبی نمی شناسد، موفق عمل کند.
  • عدم اعتمادبنفس و عزت نفس یکی از نبایدهای فروش است. فروشنده باید اعتماد بنفس داشته باشد. باید خودش را قبول داشته باشد. باید به توانایی های خویش ایمان داشته باشد. باید خودش را دوست داشته باشد. وگرنه کارش زار است. بدون اعتمادبنفس کار یک فروشنده پیش نمیرود. وقتی خودتان را قبول ندارید چطور ممکن است دیگران شما را قبول داشته باشند؟ وقتی خودتان را دوست ندارید چطور ممکن است مشتریان شما را دوست داشته باشند.
  • دوست نداشتن مردم یکی از نبایدهای فروش است. یکی از اشکالات و اشتباهات فروشندگان این است که میگویند ما فقط دنبال پولیم و پول را دوست داریم. شما به عنوان یک فروشنده می بایستی مردم دار باشید. مردم داری راز موفقیت در فروشندگی ست. مردم قرار است از شما خرید کنند. مردم قرار است به شما سفارش دهند. مردم قرار است از شما و محصول تان تعریف و تمجید کنند و باعث افزایش فروش آن بشوند. اگر شما مردم را دوست نداشته باشید نمیتوانید آن را مجاب کنید از شما خرید کنند. بداخلاقی، از دوست نداشتن مردم نشات میگیرد. و خوش اخلاقی از دوست داشتن مردم. ببینید مردم اگر نباشند هیچ معامله و فروشی صورت نخواهد گرفت. شما مجبورید به مردم بفروشید. پس بایستی شیوه تعامل با آنها را بیاموزید و به کار گیرید.
بخوانید  اگر نفروشیم یا بفروشیم چه می شود؟

در مطالب بعدی بیشتر به نبایدهای فروش خواهیم پرداخت.

Rate this post