چه تفاوتی بین نگرش فروشنده های برنده و بازنده وجود دارد؟

اگر بگویم مهمترین فرق بین فروشنده های برنده و بازنده فقط و فقط در نگرش شان است، زیاده گویی و اغراق نکرده ام و گزاف نگفته ام. این یک واقعیت است. شرایط بیرونی برای هیچ یک از طرفین (فروشنده های برنده و بازنده) تفاوتی ندارد. هر دو ممکن است در یک کشور، در یک استان، در یک شهر، در یک موقعیت شغلی قرار گرفته باشند، اما یکی به اوج می‌رسد و دیگری سقوط میکند؟ چرا؟ مگه همه چیزشان برابر نبود؟ پس چرا یکی موفق شد و دیگری شکست خورد؟ به نظرتان طالع شان متفاوت است؟ من که اعتقادی ندارم، اما مطمئن و معتقد هستم که همه چیز ربط به نگرش دارد. یکی مطمئن است پیروز میشود، آن یکی مطمئن است شکست میخورد. یکی معتقد است که میتواند بفروشد، دیگری باور دارد که توانایی فروختن ندارد. یکی معتقد است بازار به زودی تکان میخورد و رونق می‌باید و دیگری اطمینان دارد کساد و رکود ابدی ست. باز هم تکرار میکنم، تفاوت بین فروشنده های برنده و فروشنده های بازنده در طرز تلقی و طرز تفکر و نگرش شان است. تفاوت در نوع نگاه شان است. همین الان آنها در ابتدای مسیر هستند. هنوز هيچيک شکست نخورده اند. هنوز امکانات هر یک برابر است. اما فروشنده های برنده نگرش های برنده و پیش برنده و پیروز کننده دارند، و بر خلاف ایشان فروشنده های بازنده نگرش های منفی و درب و داغان و بازدارنده و مخرب دارند و همین ابزار ها یکی را پیروز و دیگری را مقهور و بازنده می‌سازد.

فروشنده های برنده و فروشنده های بازنده چه نگرش هایی دارند؟

✔️ یکی از نگرش های فروشنده های برنده این است که من می‌توانم. شاید اکنون توانایی اش را نداشته باشم. اما در طول مسیر آن را بدست می‌آورم. من می‌توانم بفروشم. من می‌توان زیاد بفروشم. من می‌توانم به همه بفروشم. من می‌توانم به کسانی که حتی فکر می‌کنند محصول مرا نیاز ندارند نیز با توانایی ام بفروشم. من می‌توانم به اهدافم برسم. من میتوانم به تمام آرزوهای خویش دست پیدا کنم. من میتوانم، من می‌توانم و من میتوانم‌. جالب اینجاست اگر معتقد باشید که می‌توانید توانایی انجام آن کار، سراغ تان خواهد آمد. نگرش ” من می‌توانم ” یکی از قدرتمندترین نگرش های فروشنده های برنده و برتر و قدرتمند است.

✔️ فروشنده های بازنده نگرش متفاوتی دارند. آنها از پیش خود را بازنده می‌دانند و معتقد هستند که نمی‌توانند. آنها مطمئن هستند که نمی‌توانند. حتی اگر بتوانند نیز چون اعتماد بنفس پایینی دارند فکر میکنند نخواهند توانست به خوبی از عهده اش بربیایند. نگرش ” نمیتوانم ” به قدری در ذهن و روح فروشنده های بازنده رخنه کرده است که همین‌گونه نیز خواهد شد. وقتی معتقد باشید که نمیتوانید، قطعا نخواهید توانست. بر خلاف فروشنده های برنده که مطمئن هستند و یقین دارند که می‌توانند، فروشنده های بازنده به شکل عجیبی اعتقاد دارند که از پیش باخته اند. نگرش من نمیتوانم، در کل زندگی یک فروشنده ی بازنده رسوخ می‌کند و باعث شکستش در تمامی زمینه ها می‌شود.

✔️ فروشنده برنده بسیار خوش اخلاق و مردم دار هستند. آنها بسیار خونگرم هستند و خیلی سریع ارتباط برقرار می‌کنند. این نگرش فروشنده های برنده است که زود میجوشند و سریع اخت میگیرند. خوش اخلاقی نگرش آنهاست و سریع دوست پیدا می‌کنند و طبیعی ست گسترش ارتباطات ربط مستقیمی به افزایش فروش دارد. دوستان شما دوست دارند محصولات مورد نیازشان را از شما بخرند‌. من که به شخصه دوست ندارم محصول مورد نیازم را از یک غریبه بخرم. دوست دارم آنها را از دوستانم تهیه کنم. نگرش فروشنده های برنده گسترش ارتباطات است و وقتی خوش اخلاق باشید میتوانید روی دوستی همه حساب کنید، حتی روی دوستی آدمهای عنق و بداخلاق!

✔️ فروشنده های بازنده بداخلاق و تندخو هستند. آنها به همه مشکوک هستند. سریع نمی جوشند زیرا فکر می‌کنند قرار است مورد سوء استفاده قرار گیرند. ارتباطات وسیعی برقرار نمی‌کنند. در تمامی روابط مشکوک بودن شان را نشان می‌دهند. طبیعی ست دوستان کمی دارند. و طبیعی‌است کمتر میتوانند بفروشند. خریداران تمایل دارند محصولات و نیازهای خویش را از دوستان خود تهیه کنند. دوستان خوش اخلاق و خوش مشرب شان. نه از فروشنده های بازنده و بداخلاق. فروشنده های بازنده به خودشان میگویند اگر فلان کس از من خرید، من قول می‌دهم با ایشان دوست شوم و ارتباط برقرار کنم. در صورتی که برعکس است. اول باید خوش اخلاق باشید و دوست شوید تا این رابطه بتواند برای شما یک فروش نیز به ارمغان بیاورد. چیزی که یک تاجر و فروشنده را تبدیل به یک تاجر و فروشنده و بیزینس من بزرگ می‌کند مردم داری و خوش اخلاقی ست. اگر بداخلاق باشید، هیچ کس شما را نمی‌پذیرد، و از شما خرید نمیکند. خوش اخلاقی، در ورودی ارتباطات است. تا خریدار از درب وارد نشود معامله ای صورت نخواهد گرفت و فروشی نهایی نخواهد شد.

✔️ فروشنده های برنده و حرفه ای نگرش شان این است که دائما آموزش ببینند و خودشان را بروز کنند. آنها هرگز از یادگیری سيراب نمیشوند. دائما ظرف خود را خالی میکنند، و خودشان را مجددا لبریز می‌کنند از آموزه‌های جدید و بروز. هیچ مقدار دانش و آموزش و سوادی نمی‌تواند شما را برای تمام عمر بی‌نیاز از یادگیری کند. شما باید تمام عمر بیاموزید. هر چقدر بیشتر بیاموزید، دنیا و جهان بینی شما بزرگتر خواهد شد. از طرفی مشتریان امروزی بسیار باسواد هستند. بعضی از مشتریان حتی بیشتر از فروشنده ها در مورد محصولات میدانند. مایه شرم است که مشتری من در مورد محصولی که من سالیان سال است که میفروشم، بیشتر بداند. قاعدتا من باید خیلی بیشتر از مشتریانم بدانم، تا بتوانم به آنها مشاوره دهم و با آن‌ها معامله کنم. اگر آنها متوجه شوند دانش من کفاف پاسخ دادن و مشاوره دادن به ایشان را نمیدهد، مرا ترک کرده سراغ فرد آگاه تری میروند‌‌. پس افزایش اطلاعات و سواد در مورد کاری که انجام میدهیم، محصولی که میفروشیم، صنعتی که در آن مشغول به فعالیت هستیم برای بقای منِ فروشنده در کسب و کار حیاتی و از اوجب واجبات است. فروشنده های برنده نگرش شان بروزرسانی روزانه ی اطلاعات شان است.

✔️ فروشنده های بازنده نگرش شان این است که دانش شان از کل خریداران بالاتر است و هیچ نیازی به دیدن آموزش های مجدد ندارند. آنها سطح سواد و دانش و معلومات خود را برای تمام عمرشان کافی می‌دانند.

5/5 - (1 امتیاز)